چرا نسل تصمیم ساز ایران باید در میدان شبیه سازی تربیت شود؟
محفل: ما نمی توانیم تجربه ای را که حاصل سال ها آزمون های میدانی بوده، فقط در سینه چند مدیر یا در بایگانی چند گزارش نگه داریم. این تصمیم موجب می شود تا نسل جوان اشتباهات گذشته را بازتولید کند.
یادداشت مهمان، عباس صفایی مهر، پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی و مرکز پژوهش های مجلس:
جنگ رمضان فقط رویارویی نظامی نبود؛ لحظه ای تاریخی در تعریف مجدد جایگاه تمدن ایران بود. حمله ناجوانمردانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، کشور را در مقابل آزمونی قرار داد که جنس آن صرفا دفاع سرزمینی محدود نمی شد. آزمون حکمرانی، روایت، دیپلماسی، حقوق بین الملل، اقتصاد انرژی و قدرت اقناع داخلی در تشکیل سنگرهای غلبه اجتماعی نیز بود. در چنین وضعیتی، تنگه هرمز از مسیل راهبردی به میدان پیچیده تصمیم سازی تبدیل شد؛ میدانی که در آن هر تصمیم، هم پیام امنیتی داشت، هم پیام اقتصادی، هم پیام حقوقی و هم پیام تمدنی.
ایران در چنین شرایطی از حقی بهره برد که ریشه در موقعیت ژئوپلیتیک، حقوق بین الملل و ضرورت صیانت از امنیت ملی داشت؛ مدیریت عبور از تنگه هرمز به عنوان قاعده گذاری مسئولانه در نقطه ای که شریان انرژی جهان از آن عبور می کند بود که اساسا رفتار هیجانی و تلافی جویانه محسوب نمی شد و نشد. در این چارچوب، بحث اصلی صرفا «بستن» یا «باز گذاشتن» تنگه نبود؛ مساله مهم تر آن بود که ایران می تواند میان عبور مشروع و نامشروع، کشور دوست و کشور متخاصم، شریک راهبردی و بازیگر مخرب، تفاوت قائل شود. این تمایزگذاری اگر درست، حقوقی، شفاف و قابل پیش بینی طراحی شود، نه فقط تهدید نیست، بلکه شروع رژیم نوین حکمرانی دریایی است.
در واقع، ایران در جنگ رمضان در موقعیتی قرار گرفت که توانست مفهوم تازه ای از قدرت را به نمایش بگذارد؛ قدرتی که فقط در موشک، ناو، پدافند یا میدان نظامی خلاصه نمی شود؛ بلکه در توان قاعده گذاری، تنظیم روابط، اعمال هزینه بر دشمن، حفظ مسیر همکاری با دوستان، اقناع افکار عمومی داخلی و پیشگیری از اجماع سازی خارجی مقابل کشور معنا پیدا می کند. این همان نقطه ای است که دروازه های نوین حکمرانی به روی ایران گشوده می شود.
امروز ایرانی ها بالاتر از گذشته به روایتی واحد نزدیک شده اند. آنان دیده اند که امنیت، اقتصاد، انرژی، دیپلماسی و رسانه از هم جدا نیستند. دیده اند که تصمیم در یک مسیل می تواند قیمت انرژی، رفتار کشورها، موضع رسانه ها، امنیت منطقه و حتی احساس عزت ملی را جابه جا کند. این فهم عمومی، سرمایه ای بی بدیل است. اما هر سرمایه تاریخی، اگر به نهاد، آموزش، روایت و نسل سازی تبدیل نشود، در حافظه هیجانی جامعه می ماند و به قدرت پایدار تبدیل نمی شود.
عدم انتقال تجربه به نسل جوان، مساویست با بالارفتن هزینه ها
اینجاست که مساله تربیت نسل فردای تصمیم گیران و مدیران کشور اهمیت پیدا می کند. ما نمی توانیم تجربه ای را که حاصل سال ها مطالعه، مذاکره، بحران، تصمیم سخت و آزمون میدانی بوده، فقط در سینه چند مدیر یا در بایگانی چند گزارش نگه داریم. تجربه اگر منتقل نشود، باردیگر از ابتدا و با هزینه بیشتر تکرار می شود. هر نسلی که بدون فهم عمق پرونده ها وارد موقعیت تصمیم سازی شود، ناگزیر قسمتی از اشتباهات گذشته را بازتولید خواهد کرد؛ آن هم در جهانی که خطا در حکمرانی می تواند به بحران امنیتی، فشار اقتصادی یا شکست روایی تبدیل گردد.
در سالهای گذشته، نمونه هایی از سعی برای جوان گرایی و ورود نیروهای تازه به ساختارها تجربه شد؛ اما همه این تجربه ها موفق نبود. گاهی آزمون ها دقیق طراحی نشدند، گاهی پروتکلهای گزینش رعایت نشد، گاهی عنوان هایی مانند «دستیار جوان» بالاتر از آنکه بر شایستگی استوار باشد، به روابط و سلیقه ها وابسته شد. نتیجه آن بود که در تعدادی موارد، ضعف افراد در همان مواجهه های ابتدایی آشکار شد و بجای آنکه جوان گرایی به سرمایه حکمرانی تبدیل گردد، به بدبینی نسبت به حضور نسل جدید دامن زد. مساله اصلی این است که کشور بجای تجربه های موردی، نیازمند یک بستر عادلانه، علمی، دقیق و محتوایی برای کشف و تربیت نسل آینده حکمرانی است.
این بستر نمی تواند فقط کلاس درس باشد. زمانه آموزش های صرفا محفوظاتی و سخنرانی محور گذشته است. حکمرانی امروز با مساله های زنده سروکار دارد؛ با بحران، تعارض منافع، بازیگران متعدد، فشار رسانه ای، افکار عمومی، مذاکرات هم زمان، زمان محدود، داده های ناقص و دستاوردهای پیش بینی نشده. بدین سبب آموزش حکمرانی نیز باید به همین حقیقت نزدیک شود. دانشجوی سیاست گذاری، حقوق بین الملل، روابط بین الملل، اقتصاد، مدیریت، امنیت و رسانه باید قبل از ورود به میدان حقیقی، در یک میدان شبیه سازی شده قرار گیرد؛ جایی که تصمیم بگیرد، هزینه تصمیم خویش را ببیند، مذاکره کند، شکست بخورد، اقناع کند، ائتلاف بسازد و بفهمد حکمرانی فقط دانستن نیست، بلکه توان عمل در شرایط پیچیده است.
دنیا سال هاست به این سمت حرکت کرده است. در ایالات متحده، وزارت امور خارجه برنامه های گسترده شبیه سازی دیپلماتیک را برای دانشجویان و مدیران جوان برگزار می نماید. در این برنامه ها شرکت کنندگان در نقش سفیر، مذاکره کننده، نماینده سازمان های بین المللی یا اعضاء دولت ها قرار می گیرند و باید در شرایط بحران تصمیم بگیرند. دانشگاه هاروارد نیز در مدرسه کندی از شبیه سازی های سیاست عمومی و مذاکرات پیچیده استفاده می نماید تا دانشجویان قبل از ورود به عرصه حقیقی، تجربه تصمیم گیری در شرایط فشار را کسب کنند.
در اتحادیه اروپا، برنامه های مدل اتحادیه اروپاModel EU و شبیه سازی جلسات شورای اروپا و پارلمان اروپا سال هاست برگزار می گردد. دانشجویان در نقش دولت های عضو، کمیسیون اروپا، پارلمان و گروههای ذی سود قرار می گیرند و باید در رابطه با موضوع هایی مانند انرژی، مهاجرت، امنیت یا محیط زیست به توافق برسند. خیلی از شرکت کنندگان این برنامه ها بعدها وارد ساختارهای رسمی حکمرانی اروپا شده اند و تجربه اولیه خویش را از همین شبیه سازی ها به دست آورده اند.
در سنگاپور، مدرسه سیاست عمومی لی کوان یو از سناریوپردازی و بازیهای سیاستی برای آموزش مدیران دولتی استفاده می نماید. در این کشور، تمرین مواجهه با بحران های اقتصادی، اختلال در زنجیره تامین، تهدیدات سایبری و تنش های منطقه ای قسمتی از فرایند تربیت مدیران است. در بریتانیا نیز کالج سلطنتی دفاعی و برخی اندیشکده های سیاستی از وارگیم ها و شبیه سازی های راهبردی برای آموزش مدیران و سیاست گذاران بهره می برند.
ایران، مصرف کننده دیگر الگوهای جهان
اما شاید مهم ترین نکته این باشد که در خیلی از این کشورها، شبیه سازی صرفا ابزار آموزشی صرف دیده نمی شود بلکه ابزار تولید ایده و سیاست نیز هست. در آمریکا، خیلی از سناریوهای امنیت ملی ابتدا در قالب وارگیم ها و بازیهای سیاستی آزمایش می شوند. در اتحادیه اروپا، برخی پیشنهادهای اصلاحی قبل از ورود به فرایند رسمی قانون گذاری در محیط های شبیه سازی شده مورد بررسی قرار می گیرند. در ژاپن و کره جنوبی نیز سناریوهای بحران انرژی و اختلال در تجارت دریایی بارها در قالب تمرین های مشترک میان دانشگاه، دولت و بخش خصوصی آزموده شده اند.
این تجربه ها برای ایران نیز ضروری است؛ اما ایران نباید صرفا مصرف کننده الگوهای دیگران باشد. ما باید برمبنای پرونده های حقیقی خودمان، لابراتوار های سیاستی ایرانی طراحی نماییم. تنگه هرمز یکی از بهترین موضوعات برای چنین کاری است؛ برای اینکه در آن همه ابعاد حکمرانی جمع شده است؛ حقوق بین الملل، امنیت دریایی، انرژی، اقتصاد جهانی، رسانه، دیپلماسی منطقه ای، روابط با کشورهای دوست، مهار کشورهای متخاصم، اقناع داخلی، همکاری بین دستگاهی، نقش مجلس، دولت، نیروهای مسلح، وزارت خارجه، وزارت اقتصاد، نهادهای بندری، بیمه، گمرک، دانشگاه و افکار عمومی.
البته طراحی بازی جدی یا شبیه سازی موفق، صرفا با تقسیم نقش ها محقق نمی گردد. مهم ترین بخش چنین رویدادهایی، پژوهش عمیق پیشینی است. هر سناریو باید بر پایه داده های حقیقی، اسناد حقوقی، تجربه های تاریخی، تحلیل بازیگران، شناخت منافع کشورها و مدل سازی پیامدها طراحی شود. اگر سناریو سطحی باشد، خروجی نیز سطحی خواهد بود. در کشورهای پیشرو، گاهی ماه ها زمان صرف طراحی یک سناریوی چندروزه می شود. تیم های پژوهشی ابتدا بازیگران را شناسایی می کنند، رفتارهای محتمل را مدل سازی می کنند، نقاط تصمیم را استخراج می کنند و سپس محیط شبیه سازی را می سازند.
برای مثال، اگر موضوع تنگه هرمز باشد، باید ده ها پرسش از پیش پاسخ داده شود: واکنش چین به محدودیت های جدید چیست؟ هند چه موضعی خواهد گرفت؟ کشورهای عربی منطقه چطور رفتار خواهند کرد؟ بازار انرژی چه واکنشی نشان می دهد؟ شرکتهای بیمه چه تصمیمی می گیرند؟ کمیسیون امنیت ملی مجلس و شورای عالی امنیت چه گزینه هایی روی میز خواهند داشت؟ رسانه های ما چه باید انجام دهند و رسانه های بین المللی چطور روایت خواهند ساخت؟ بدون پاسخ به این پرسش ها، شبیه سازی به نمایشی ساده تبدیل می شود و ارزش آموزشی خویش را از دست می دهد.
در رویداد شبیه سازی شده مدنظر در رابطه با تنگه هرمز، جوان مستعد فقط شنونده نیست؛ وی در موقعیت تصمیم ساز قرار می گیرد. گروهی نقش شورای عالی امنیت ملی را بازی می کنند، گروهی وزارت خارجه، گروهی مجلس، گروهی نیروهای مسلح، گروهی وزارت نفت، گروهی رسانه های داخلی، گروهی کشورهای دوست، گروهی کشورهای خنثی، گروهی کشورهای متخاصم و گروهی سازمان های بین المللی و شرکتهای کشتیرانی و بیمه ای. هر گروه باید منافع خویش را تعریف کند، اسناد حقوقی بخواند، موضع بنویسد، مذاکره کند، سناریو بسازد، هزینه تصمیم را بسنجد و در نهایت به چاره ای برسد که هم منافع ملی را حفظ کند، هم امکان اجماع سازی دشمن را کم کند و هم برای افکار عمومی داخلی قابل توضیح باشد.
محیط های آزمایشی بستر تشکیل اولیه نوآوری های سیاستی
یکی از جذاب ترین بخش های چنین رویدادهایی می تواند تشکیل کمیسیون های تخصصی شبیه سازی شده باشد. تصور کنید در قالب یک «مجلس شبیه سازی شده»، کمیسیون امنیت ملی، کمیسیون انرژی، کمیسیون اقتصادی، کمیسیون حقوقی و کمیسیون اصل نود تشکیل شوند. هر کمیسیون گزارش کارشناسی خویش را تهیه نماید، جلسات استماع برگزار کند، از نمایندگان دستگاه ها توضیح بخواهد و در نهایت پیشنهادهای سیاستی عرضه نماید. سپس این پیشنهادها در صحن علنی شبیه سازی شده به رأی گذاشته شود.
چنین فرآیندی فقط تمرین آموزشی، تشریفاتی و فانتزی نیست. گاهی در خلال همین مباحث، ایده هایی متولد می شود که حتی برای حکمرانی حقیقی نیز باارزش است. خیلی از نوآوری های سیاستی در جهان ابتدا در محیط های آزمایشی و شبیه سازی شده شکل گرفته اند. وقتی ده ها دانشجوی مستعد، پژوهشگر جوان، استاد دانشگاه و متخصص حوزه های مختلف روی یک مساله متمرکز می شوند، احتمال ظهور چاره هایی افزایش خواهد یافت که شاید در ساختارهای رسمی و روزمره کمتر دیده شوند.
بازی جدی، اگر درست طراحی شود، از بسیاری کلاس ها اثرگذارتر است، برای اینکه دانشجو را با رنج تصمیم مواجه می کند. در کلاس میتوان در رابطه با «هزینه تصمیم» حرف زد؛ اما در شبیه سازی، فرد می فهمد اگر یک عبارت در بیانیه نهائی جابه جا شود، امکان دارد یک کشور خنثی به اردوگاه دشمن نزدیک شود. در کلاس میتوان در رابطه با «اقناع داخلی» سخن گفت؛ اما در شبیه سازی، گروه رسانه ای می فهمد که اگر روایت داخلی دیر برسد، روایت خارجی ذهن جامعه را اشغال می کند. در کلاس میتوان از «حقوق بین الملل» گفت؛ اما در شبیه سازی، دانشجو درمی یابد که یک قاعده حقوقی زمانی قدرت دارد که با ابزار اجرائی، دیپلماسی، رسانه و اجماع داخلی پشتیبانی شود.
از این منظر، تنگه هرمز فقط موضوع یک رویداد نیست؛ سکوی تربیت حکمرانان آینده است. اگر نسل جوان تحصیل کرده امروز مقرر است فردا در جایگاه مدیر، دیپلمات، قانون گذار، پژوهشگر، تحلیلگر، مذاکره کننده یا مسئول رسانه ای قرار گیرد، باید از حال با مساله های حقیقی کشور درگیر شود. اما این درگیری باید عادلانه، علمی و شفاف باشد. نباید ورود به چنین دوره هایی محصول رابطه شخصی یا دسترسی های خاص باشد. باید فراخوان عمومی، آزمون محتوایی، ارزیابی تحلیلی، مصاحبه تخصصی و سنجش توان مذاکره و کار تیمی وجود داشته باشد.
کشور در موقعیتی تازه از اقتدار است
پنجره فرصت امروز ایران از آن جهت مهمست که کشور در موقعیتی تازه از روایت و اقتدار قرار گرفته است. اما پنجره فرصت همیشه باز نمی ماند. اگر آنرا به نهاد، سازوکار، برنامه آموزشی، شبکه نخبگانی و تجربه تکرارپذیر تبدیل نکنیم، فرصت به خاطره تبدیل می شود. آن چه لازم داریم، طراحی نظام ملی تربیت تصمیم سازان جوان بر محور پرونده های حقیقی ایران است؛ از تنگه هرمز تا کریدورهای منطقه ای، از حکمرانی انرژی تا جنگ شناختی، از سیاست همسایگی تا حقوق دریاها، از اقتصاد تحریم تا دیپلماسی عمومی.
شاید زمان آن رسیده باشد که دانشگاه ها، اندیشکده ها، مجلس، مرکزنوآوری قوه مقننه و سازمانهای دولتی و نهادهای حاکمیتی بصورت مشترک «آزمایشگاه حکمرانی ایران» را شکل دهند؛ فضایی که در آن پرونده های حقیقی کشور به سناریوهای آموزشی تبدیل شوند، کمیسیون های تخصصی تشکیل شوند، مذاکرات شبیه سازی شوند و خروجی ها علاوه بر ارزش آموزشی، به عنوان بانک ایده برای سیاست گذاران نیز مورد استفاده قرار گیرند.
حکمرانی آینده ایران فقط با مدیران منصوب شده ساخته نمی شود؛ با نسل تربیت شده ایجاد می شود. نسلی که بداند ایران چطور فکر می کند، چطور تصمیم می گیرد، چطور هزینه می سنجد، چطور دوست و دشمن را تفکیک می کند، چطور از ابزار حقوقی، اقتصادی و رسانه ای استفاده می نماید و چطور در جهان پرآشوب امروز، هم از حق خود دفاع می کند و هم نظم نوینی را پیشنهاد می دهد.
جنگ رمضان به ما نشان داد که ایران می تواند در میدان سخت بایستد. حال نوبت آن است که در میدان نرم، در میدان تربیت، در میدان روایت و در میدان شبیه سازی نیز بایستیم. آینده حکمرانی ایران را باید از همین امروز تمرین داد؛ نه در کلاس های بی جان، بلکه در لابراتوار های زنده تصمیم، در بازیهای جدی، در کمیسیون های شبیه سازی شده، در سناریوهای مبتنی بر پژوهش عمیق و در رویارویی شجاعانه نسل جوان با حقیقی ترین مساله های کشور.
منبع: محفل
این مطلب محفل را می پسندید؟
1
0
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب