پیشرفت جایگاه چین همزمان با افول آمریکا
محفل: چه طور ورود آمریکا به جنگ با ایران، از راه افزایش تقاضای جهانی برای پنل های خورشیدی و خودرو های برقی، نگرانی شدید کشورهای جنوب و جنوب شرقی آسیا از کمبود انرژی، و تبدیل چین به بازیگر معقول در مقابل آمریکا بعنوان قدرت یاغی، به پیشرفت جایگاه جهانی چین کمک کرده است؟
خبرآنلاین - رسول سلیمی: ورود مستقیم ایالات متحده به جنگ با ایران، که با حملات گسترده هوایی و دریایی همراه بود، یکی از مهم ترین تحولات ژئوپلیتیکی دهه اخیر محسوب می شود. این درگیری ریشه در دهه ها تنش هسته ای، سیاست فشار حداکثری دارد، اما حمله مستقیم آمریکا و اسرائیل ابعاد آنرا به سطحی بی سابقه رساند. وضع موجود نشان دهنده اختلال شدید در جریان انرژی جهانی است؛ بسته شدن مؤثر تنگه هرمز توسط ایران و سپس محاصره دریایی آمریکا، صادرات نفت منطقه را بشدت کم کرد و قیمت جهانی نفت را به سطوحی بیشتر از ۱۲۰ دلار در بشکه رساند.
این جنگ، برعکس انتظار اولیه برخی تحلیل گران آمریکایی که آنرا مجالی برای تضعیف رقبا می دانستند، بطور غیرمستقیم به تقویت جایگاه جهانی چین کمک کرده است. چین به عنوان بزرگ ترین واردکننده انرژی جهان، با وجود لطمه اولیه به تأمین نفت ارزان ایرانی، توانست از این بحران برای تقویت تصویر خود به عنوان قدرت مسئول و عاقل استفاده نماید. پکن با اتخاذ موضع دیپلماتیک محتاطانه، فراخوان به آتش بس و میانجی گری غیرمستقیم از راه پاکستان، خودرا در مقابل «یک جانبه گرایی یاغیانه» آمریکا قرار داد.
اهمیت این مساله برای سیاست خارجی و اقتصاد ایران دوچندان است. اختلال در صادرات نفتی ایران فشار اقتصادی شدیدی بر تهران وارد کرده، اما همزمان، تقاضای جهانی برای جایگزین های سوخت فسیلی (انرژی خورشیدی و بادی و خودرو های برقی) را افزایش داده که چین در آنها سلطه دارد. این تحول می تواند الگوهای تجارت انرژی را تغییر دهد و وابستگی کشورهای آسیایی به نفت خاورمیانه را کم کند.
پرسش کلیدی آنست که چطور ورود آمریکا به جنگ با ایران، از راه افزایش تقاضای جهانی برای پنل های خورشیدی و خودرو های برقی، نگرانی شدید کشورهای جنوب و جنوب شرقی آسیا از کمبود انرژی، و تبدیل چین به بازیگر عاقل در مقابل آمریکا به عنوان قدرت یاغی، به ارتقاء جایگاه جهانی چین کمک کرده است؟
از منظر اقتصادی، جنگ ایران بطور ناخواسته به تقویت سلطه چین در فناوری های سبز کمک کرده است. نخست، اختلال در تأمین نفت از تنگه هرمز سبب جهش تقاضای جهانی برای انرژی های تجدیدپذیر شد. صادرات پنل های خورشیدی چین در مارس ۲۰۲۶ به رکورد ۶۸ گیگاوات رسید که ۵۰ درصد بیش از رکورد قبلی بود. خیلی از کشورها برای کاهش وابستگی به نفت خاورمیانه به سوی انرژی خورشیدی روی آوردند و چین به عنوان تولیدکننده حدود ۷۰ درصد پنل های خورشیدی جهان، اصلی ترین برنده این روند شد.
دوم، تقاضای جهانی برای خودرو های برقی نیز بشدت افزایش پیدا کرد. صادرات باتری و خودرو های الکتریکی چین در سه ماهه اول ۲۰۲۶ رکورد زد و به بیشتر از ۲۱ میلیارد دلار رسید. افزایش قیمت بنزین در کشورهای آسیایی موجب شد مصرف کنندگان به سوی وسایل نقلیه برقی گرایش پیدا کنند و این امر سودآوری شرکت هایی مانند BYD، Nio و XPeng را تقویت کرد. چون که از شوک نفتی شروع شده، به فشار تورمی و نگرانی از امنیت انرژی منجر گردیده و در نهایت به تسریع گذار انرژی سبز کمک کرده است که چین در آن برتری ساختاری دارد.
سوم آن که صادرات فناوری پاک چین در مارس ۲۰۲۶ به حدود ۲۶ میلیارد دلار رسید. تحلیل مؤسسه Ember نشان میدهد این جنگ «رویکرد انرژی چین» را تأیید کرده و تقاضا برای محصولات چینی را در اروپا و آسیای جنوب شرقی افزایش داده است. جنبه منحصربه فرد این چارچوب، تمرکز بر هزینه های فرصت است: در صورتیکه آمریکا در هزینه های نظامی غرق شده، چین از بحران برای بسط بازارهای صادراتی خود بهره برده و وابستگی جهانی به فناوری سبز پکن را افزایش داده است.
این در صورتی است که جنگ ایران به چین کمک کرد تا تصویر خودرا به عنوان قدرت مسئول و عاقل در مقابل آمریکا به عنوان بازیگر یاغی تقویت کند. پکن با محکومیت ملایم استفاده از زور، فراخوان به آتش بس و پیشنهادهای دیپلماتیک پنج ماده ای (همراه با پاکستان)، خودرا به عنوان صدای عقلانی جهانی معرفی نمود. در صورتیکه آمریکا درگیر عملیات نظامی شد، چین از درگیری مستقیم پرهیز کرد و بر دیپلماسی تاکید ورزید.
این روند که از دخالت نظامی آمریکا شروع شده، به منابع نظامی واشنگتن از منطقه اقیانوس های هند و آرام (ایندوپاسفیک) منتج شده و در نهایت به تضعیف اعتبار آمریکا در خیلی از کشورها تبدیل گشته است. تحلیل الجزیره نشان میدهد چین با حفظ روابط اقتصادی با همه طرف ها (ایران، اسرائیل، کشورهای خلیج فارس و آمریکا)، خودرا به عنوان قدرت متعادل گر معرفی کرده است. نظرسنجی ها و گزارش های رسانه ای حاکی از آنست که خیلی از کشورهای جنوب جهانی، آمریکا را عامل بی ثباتی و چین را عامل ثبات می دانند. جنبه منحصربه فرد این چارچوب، تمرکز بر قدرت نرم است که چین از راه دیپلماسی آرام و عدم دخالت نظامی، نفوذ خودرا گسترش داده است.
از منظر راهبردی نیز، جنگ ایران نگرانی شدید کشورهای جنوب و جنوب شرقی آسیا از کمبود سوخت را برانگیخت و این کشورها را به سوی چین سوق داد. فیلیپین (۹۰ درصد واردات نفت از خاورمیانه)، تایلند، پاکستان و ویتنام با بحران شدید انرژی مواجه گشتند. فیلیپین وضعیت اضطراری ملی اعلام کرد، مدارس تعطیل شدند و قیمت سوخت دو برابر شد. این کشورها برای تأمین سوخت به روسیه و راهکارهای جایگزین چینی روی آوردند و برخی حتی همکاری انرژی با چین در دریای جنوبی چین را بررسی کردند.
بسیاری از این کشورها در شرایط عادی متحد طبیعی آمریکا برای رویارویی با نفوذ چین در جنوب و جنوب شرق آسیا و اقیانوس آرام محسوب می شدند. اما وضعیت جاری ناشی از جنگ ترامپ ضد ایران سبب شده است تا این کشورها نسبت به همراهی با آمریکا تردید کنند. برای خیلی از کشورهای پیرامون چین، آمریکا به جای یک تأمین کننده قابل اتکای امنیت به یک مرتبه اضافه و تحمیل کننده ناامنی تبدیل گشته است.
این مساله که از اختلال در تنگه هرمز شروع شده، به کمبود سوخت و تورم در کشورهای وابسته به واردات انرژی منجر گردیده و در نهایت به کاهش اعتماد به تضمین های امنیتی آمریکا و گرایش به سوی چین تبدیل گشته است. گزارش گاردین نشان میدهد کشورهای جنوب شرقی آسیا برای پر کردن خلأ سوخت به روسیه و چین نزدیک تر شده اند. این امر می تواند تعادل راهبردی در منطقه را به سود پکن تغییر دهدتا آنجا که این ذهنیت تقویت شده که آمریکا از آسیا، فرصت هایی برای تقویت نفوذ چین بوجود آورده است. جنبه منحصربه فرد این چارچوب، تمرکز بر امنیت انرژی است که جنگ ایران را به کاتالیزوری برای بازسازی زنجیره تأمین انرژی آسیا به سود چین مبدل کرده است.
در همین راستا شی جین پینگ و مقامات چینی بر ضرورت «راه حل سیاسی» و «اجتناب از یک جانبه گرایی» تاکید کرده اند. سخنگوی وزارت خارجه چین جنگ را محکوم کرده و چین را حامی ثبات معرفی نموده است. از جانب آمریکا، ترامپ جنگ را «ضروری» خوانده است. مقامات فیلیپین و تایلند نیز از بحران انرژی سخن گفته و بدنبال تأمین کنندگان جایگزین (از جمله چین) بوده اند. این اظهارات تحلیل های پیشین را تأیید می کنند که جنگ آمریکا را در موقعیتی ضعیف تر و چین را به عنوان قدرت عاقل تر نشان داده است.
در مجموع، ورود آمریکا به جنگ با ایران، به رغم لطمه اولیه به تأمین انرژی چین، در نهایت به ارتقاء جایگاه جهانی این کشور کمک کرده است. چه آن که شوک نفتی از افزایش تقاضای انرژی های تجدیدپذیر شروع شده، به تقویت سلطه چین در پنل های خورشیدی و خودرو های برقی منجر گردیده و در نهایت نگرانی کشورهای آسیایی از کمبود سوخت را برانگیخته و آنها را به سوی پکن سوق داده است.
پیامدهای اصلی شامل تقویت قدرت نرم چین، تغییر الگوهای تجارت انرژی و کاهش نسبی تمرکز آمریکا بر منطقه ایندو پاسفیک است. هرچند این جنگ هزینه هایی برای همه طرف ها داشته، فرصت راهبردی مهمی برای چین بوجود آورده تا خودرا به عنوان ستون ثبات جهانی معرفی نماید. موفقیت چین در بهره برداری از این بحران به مدیریت هوشمندانه دیپلماتیک و اقتصادی آن بستگی دارد.
۲۱۳/۴۲
بطور خلاصه، خبرآنلاین - رسول سلیمی: ورود مستقیم ایالات متحده به جنگ با ایران، که با حملات گسترده هوایی و دریایی همراه بود، یکی از مهم ترین تحولات ژئوپلیتیکی دهه اخیر بحساب می آید. اهمیت این مسئله برای سیاست خارجی و اقتصاد ایران دوچندان است. برای بسیاری از کشورهای پیرامون چین، آمریکا به جای یک تأمین کننده قابل اتکای امنیت به یک بار اضافه و تحمیل کننده ناامنی تبدیل گشته است.
منبع: محفل
این مطلب محفل را می پسندید؟
1
0
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب