استاد دانشگاه ملی استرالیا

نقطه مشترک چین و ایران مخالفت با سیاست های سلطه گرایانه آمریکا است

نقطه مشترک چین و ایران مخالفت با سیاست های سلطه گرایانه آمریکا است

محفل: استاد دانشگاه ملی استرالیا، اظهار داشت: نقطه مشترکی که بین ایران و چین وجود دارد، مخالفت این دو کشور با سیاست های سلطه گرانه آمریکا در منطقه است که سبب تلاش این کشورها برای کاهش قدرت آمریکا و کم رنگ شدن نفوذ آمریکا در منطقه شده است.


دکتر علم صالح روز سه شنبه در وبیناری با عنوان مؤلفه شناسی آکادمی مدرن در علوم انسانی و روابط ایران و چین در نظم نوین جهانی، اظهار نمود: مسائل تاریخی در روابط بین الملل و همینطور در مسائل ژئواستراتژیک در سطح کلان از اهمیت بسیاری بهره می برد.
صالح با اشاره به اینکه ما در دنیایی آنارشیستی به سر می بریم که از نظم نوین جهانی برخوردار نیست، اظهار داشت: از نظر دیدگاه واقع گرایانه ما در جهانی زندگی می نماییم که هیچ وقت نمی توان امنیت را امری تضمینی انگاشت. بنابراین قدرت و رابطه قدرت تنها وسیله ای است که رابطه بین کشورها و جایگاه کشورها در روابط بین الملل را تعیین می کند.
وی افزود: در چنین شرایطی کشورها یا باید قدرتمند باشند یا به کشورهای قدرتمند متکی باشند. این در شرایطی است که خیلی از کشورها شرایط لازم برای تبدیل شدن به قدرتی جهانی را ندارند. اما کشورهایی هم هستند که توانسته اند در طول تاریخ در سطح جهان به یک قدرت هژومونی تبدیل شوند.
صالح بیان داشت: بعد از آخر جنگ جهانی اول و از جنگ جهانی دوم این رابطه کاملا تغییر پیدا کرد و ما شاهد وارد شدن قدرت های جدید جهانی مانند آمریکا، شوروی سابق، چین و فرانسه به عرصه قدرت جهان شدیم و بقیه کشورها فقط تلاش می کردند که در مقابل این ابرقدرت ها مقاومت کنند.
استاد دانشگاه ملی استرالیا یادآوری کرد: کشورهای جدید تمام تلاش خویش را به کار گرفتند تا بتوانند نظمی را در روابط بین الملل ایجاد کنند. در واقع تلاش این کشورها بر این است که با ایجاد مؤسسه های بین المللی، قراردادهای بین المللی، حقوق بین الملل، سازمان ملل، ایجاد مؤسسات بهداشتی، اقتصادی، سیاسی و حتی نظامی بتوانند تا حدودی روابط بین کشورها را بازتعریف کنند تا این اتفاق زمینه ساز ایجاد صلحی پایدار شود.
صالح با اعتقاد به این که در دو دهه اخیر شاهد کاهش فاصله بین قدرت آمریکا و قدرت های نوظهوری هستیم که به تازگی پا در عرصه قدرت جهانی گذاشته اند، اظهار داشت: قدرت گرفتن کشورهای نوظهور و کاهش فاصله بین قدرت این کشورها با آمریکا به معنای افول قدرت آمریکا نیست بلکه بدین معناست که سرعت قدرتمند شدن در این کشورها افزایش پیدا کرده و وابستگی علمی، تکنولوژی و اقتصادی که در طول تاریخ یک طرفه و غرب محور بوده است، در این کشورها کمتر شده است. حتی در بعضی مقاطع شاهد وابستگی غرب و ابرقدرت ها به این کشورها هستیم.
وی خاطرنشان کرد: چین، برزیل و آفریقای جنوبی همچون کشور هایی هستند که توانسته اند قدرت و سلطه آمریکا را به چالش بکشند. البته این امر در بعضی مناطق از نظر ژئوپلیتیک بسیار پراهمیت تر است.
صالح تاکید کرد: ایجاد و ظهور قدرت های جهانی و منطقه ای که بتوانند نفوذ و قدرت آمریکا را به چالش بکشند در بعضی از مناطق مانند شرق آسیا و خاورمیانه، برای آمریکا حساسیت بیشتری بوجود می آورد.
استاد دانشگاه ملی استرالیا افزود: چین یکی از کشورهای قدرتمند در شرق آسیا به حساب می آید که با کشورهای اطراف خود تعاملی از زاویه و محور قدرت دارد. این در شرایطی است که وجود یک کشور بسیار قدرتمند در منطقه می تواند باعث صلح و ثبات در روابط بین المللی شود.
صالح اضافه کرد: وجود کشور قدرتمندی مانند چین سبب شده که با وجود تنش های بسیاری که در شرق آسیا وجود دارد، این منطقه از امنیت خوبی برخوردار باشد.
وی بیان نمود: یکی از اشکالات ما از نظر ساختاری این است که در خاورمیانه قدرت ها بین چهار یا پنج کشور قدرتمند تقسیم شده است که هرکدام سهم خویش را از قدرت در منطقه ای پرتنش دارند. در واقع ما در خاورمیانه یک کشور بسیار قدرتمند مانند چین نداریم که بتواند توازن قدرت را تا حدود زیادی حفظ کند و منجر به ایجاد صلح به معنای نبود جنگ شود.
صالح یادآوری کرد: در دو دهه اخیر علل متفاوتی همچون تغییرات ساختاری، امنیتی، اقتصادی، سیاسی و حتی مبحث وابستگی غرب به نفت در خاورمیانه سبب شده تا از اهمیتی که آمریکا پیش از این برای خاورمیانه قائل بود کاسته شود و این کشور سلطه گر تلاش کند سیاست قدیمی خود در مورد همراه کردن کشورهایی در منطقه خاورمیانه برای پیشبرد اهدافش در این منطقه را دنبال کند.
او اضافه کرد: آمریکا برای دستیابی به اهداف خود در منطقه خاورمیانه و پیاده کردن سیاست هایش در این منطقه، به کشورهایی مانند عربستان، اسرائیل و امارات تکیه کرده است.
استاد دانشگاه ملی استرالیا بیان داشت: نبود مستقیم آمریکا در منطقه سبب شده که آمریکا با وجود هزینه های سنگینی که برای ایجاد توازن قدرت در منطقه خاورمیانه متحمل می شود، سود و منفعت چندانی نبرد. اما کشورهایی مانند چین از ثبات نسبی در خاورمیانه استفاده بهینه ای کرده است. چونکه رابطه چین با دنیا تعاملی اقتصاد محور است و این کشور برای ایجاد پل های اقتصادی احتیاج به ثبات، پایداری و نبود جنگ دارد.
صالح اضافه کرد: از منظر دیدگاه واقع گرایانه تنها موقعی می توانیم از پدیده جنگ جلوگیری نماییم که در منطقه توازن قدرت ایجاد شود. آمریکا تا حدود زیادی به صورت استراتژیک تلاش می کند تا امور خاورمیانه را به دست کشورهای این منطقه بسپارد و کشورهای متحد خویش را در ایجاد این صلح و توازن قدرت دخیل کند. اما بدون شک این امر باعث ایجاد خلأی امنیتی، سیاسی و نظامی در خاورمیانه خواهد شد.
صالح تاکید کرد: تمام تلاش آمریکا برای محدود کردن قدرت ایران این است که بتواند توازن قدرت را در منطقه ایجاد نماید تا امکان درگیری های فراتری در منطقه فراهم نشود. این در شرایطی است که آمریکا در طول سال های اخیر نتوانست در افغانستان، عراق و سوریه عملکرد موفقی داشته باشد و حتی نتوانست سیاست های خویش را در کشورهایی مانند لیبی، یمن و لبنان پیاده کند.
وی عنوان داشت: بعد از بیست سال طالبان توانست بعنوان پیروز جنگ در افغانستان شناخته شود. طالبان امروز با چین، ازبکستان، ایران، قطر و حتی آمریکا در تعامل است و میتوان گفت بعد از بیست سال آمریکا و ناتو امکان شکست یکی از ابتدایی ترین گروه های نظامی را پیدا نکرد.
صالح بیان داشت: هم اکنون ضعف و افول نسبی قدرت آمریکا در منطقه خاورمیانه با بالارفتن قدرت ایران همراه شده است. ایران جزو معدود کشورهایی است که در بیست سال قبل مورد حمله واقع نشده است. این امری معنادار است و بعضی از کارشناسان معتقدند که ایران به یک بازدارندگی رسیده است که امکان حمله نظامی به این کشور یا کاسته شده یا از بین رفته است.
استاد دانشگاه ملی استرالیا خاطرنشان کرد: در شرایط کنونی کشوری مانند آمریکا امکان وارد شدن به یک جنگ طولانی مدت و فرسایشی با کشور ایران را نخواهد داشت و جنگ با ایران برای آمریکا بسیار هزینه بردار خواهد بود.
صالح افزود: از یک سو آمریکا درگیری های خویش را در منطقه کاهش داده و از طرفی ایران قدرت نظامی، امنیتی و نفوذ ایدوئولوژیک خویش را در منطقه بالا برده است و این سبب می شود که این فاصله عمیق تر شود و کشور چین از این خلا موجود استفاده نماید.
وی افزود: یکی از سؤالاتی که همیشه مطرح می شود این است که چین با کشورهایی مانند آمریکا، اسراییل، عربستان و امارات هم روابط قوی و بسیار خوبی دارد اما چرا روابط این کشور با ایران معنا دار است؟
صالح با اعتقاد به این که تنها نقطه مشترکی که بین ایران و چین وجود دارد، مخالفت این دو کشور با سیاست های سلطه گرانه آمریکا در منطقه است، اظهار داشت: این دو کشور برای تقلیل قدرت آمریکا و کم رنگ شدن نفوذ آمریکا در منطقه تلاش می کنند. تنها چیزی که می تواند رابطه ایران با چین را با سایر کشورهای خاورمیانه متفاوت کند، رابطه ایدئولوژیک ضد هژمونی آمریکا در منطقه و خاورمیانه است. این امر که بر اساس اقتصادی و توسعه بنا گذاشته شده است، بین تهران و پکن مشترکاتی بوجود می آورد.
استاد دانشگاه ملی استرالیااعلام کرد: تعامل بین ایران و چین برای آمریکا، اروپا و حتی کشورهایی مانند هند نگران کننده خواهد بود و این اتفاق در دراز مدت موجبات وارد شدن کشورهای دیگر به این کریدور و تونل روابطی را فراهم می آورد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار نمود: دانشگاه ها هم اکنون به دو بخش تدریس محور و پژوهش محور تقسیم می شوند. دانشگاه های تدریس محور اهمیت بیشتری به کیفیت تدریس و کمیت موضوعات تدریسی در رشته های مختلف می دهند.
وی اضافه کرد: این دانشگاه ها معمولاً از تعداد دانشجویان بسیاری برخوردار می باشند و این سبب می شود که اساتید وقت کمتری برای انجام کارهای پژوهشی داشته باشند. در واقع این دانشگاه ها از راه افزایش تعداد دانشجویان درآمدزایی می کنند.
صالح بیان داشت: دانشگاه های پژوهش محور تمرکز بیشتری بر روی کارهای تحقیقاتی و پژوهشی دارند و میتوان گفت اساتید در دانشگاه های پژوهش محور وقت بیشتری برای انجام تحقیق و پژوهش قائل می شوند و این دانشگاه ها از تعداد کمتری دانشجو بهره می برند.
وی خاطرنشان کرد: اگر در دانشگاه های معتبر دنیا مشاهده می نماییم که تعداد دانشجویان برای هر کلاس حدود ۱۰ الی ۲۰ نفر است، بدین معنا نیست که این دانشگاه ها با مشکل جذب دانشجو روبه رو هستند. در واقع دانشگاه های پژوهش محور تمام تلاش خویش را به کار می گیرند تا تمرکز و وقت اساتید به کارهای تحقیقی و پژوهش اختصاص داده شود.
صالح افزود: دانشگاه های پژوهش محور معمولاً حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد از زمان را به پژوهش اختصاص می دهند. در این دانشگاه ها حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد زمان به تدریس و ۲۰ درصد هم به خدمات جانبی که یک استاد می تواند برای دانشگاه داشته باشد، اختصاص داده می شود.
استاد دانشگاه ملی استرالیا اعلام نمود: دانشگاه های پژوهش محور بازتولید علمی بالایی بویژه در مورد چاپ مقاله دارند که این امر منجر می شود از رتبه بندی بالاتری در رنکینگی که در دانشگاه های بین المللی انجام می شود برخوردار شوند.
صالح ضمن اشاره به چهار مؤلفه مهمی که در بهترین دانشگاه ها مورد توجه قرار می گیرد، اظهار داشت: کیفیت تدریس خوب و بالا، تحقیق و هرگونه بازتولید علمی اثر گذار، ایجاد فضای تحقیقی و تأثیرگذاری در خارج از دانشگاه از مهم ترین مؤلفه ها و اولویت ها در دانشگاه های معتبر به حساب می آید که این چهار مؤلفه به صورت زنجیروار به هم مرتبط و در هم تنیده هستند.
وی افزود: افزون بر تدریس و تحقیق، تأثیرگذاری تخصص و علم یک استاد دانشگاه در فضای خارج از دانشگاه هم برای دانشگاه های معتبر ارزش بسیاری دارد.
صالح افزود: در دانشگاه های معتبر دنیا ایجاد و به کارگیری شیوه های نوین تدریس از اهمیت زیادی برخوردار می باشد. امروزه دانشجویان بخشی از تجربه تدریس و تعلیم هستند و باید به آنها بعنوان افراد فعالی که بخشی از تجربه تدریس به شمارمی روند، نگاه نماییم.
وی بیان نمود: می بایست پیشنهادات و نظرات دانشجویان را در مورد مسائل متفاوتی مانند کیفیت تدریس، راحتی تدریس، امکاناتی که در اختیار دانشجویان قرار می گیرد و فعالیتهای خارج از کلاس جویا شویم و دانشجو باید به صورت مستمر با مباحثی که در کلاس به بحث گذاشته می شود درگیر باشند.
صالح اظهار داشت: نقش استاد در کارهای پژوهش باید بعنوان هماهنگ کننده باشد و استاد بایستی دانشجو را بعنوان یک پژوهشگر به صورت مستقل پرورش بدهد.
استاد دانشگاه ملی استرالیا خاطرنشان کرد: در خیلی از دانشگاه ها بر مبنای عملکرد و قدرت تحقیقاتی و سنجشی که هر پنج سال یکبار انجام می دهند، مبالغی را از حکومت دریافت می کنند. بنابراین کار تحقیقاتی افزون بر بالا بردن رتبه بندی و رنکینگ دانشگاه می تواند مزایای دیگری همچون درآمدزایی هم به دنبال داشته باشد.
صالح با اشاره به اینکه کار تحقیقاتی باید کار جدید و متفاوتی باشد و روش های جدیدی در آن عرضه شود، یادآوری کرد: باید فضای تحقیقاتی مطلوبی در دانشگاه ها ایجاد شود. آشنایی با شبکه هایی که با موضوع هایی تحقیقاتی مطابقت دارند، برگزاری کنفرانس ها، شرکت در کنفرانس و ورک شاپ ها، دعوت از سخنرانان خارج از دانشگاه، ایجاد انگیزه در دانشجویان، ایجاد فضا برای کارهای تحقیقاتی گروهی، فراهم کردن شرایطی برای تدریس دانشجویانی که در مقطع دکترا تحصیل می کنند و همینطور در نظر گرفتن تسهیلات برای دانشجویان می تواند کمک شایانی به ایجاد فضای تحقیقاتی در دانشگاه ها کند.
صالح با اعتقاد به این که وظیفه یک استاد دانشگاه تنها تدریس و تحقیق نیست، اظهار داشت: استاد دانشگاه باید از علم خود برای توسعه و ارتقا سطح دانش جامعه جهانی تلاش کند و در این حوزه اثرگذاری مثبتی داشته باشد. این امر که در سه بخش محلی، کشوری و بین المللی نمود پیدا می کند، می تواند از راه همکاری کردن با دستگاههای مختلف در جامعه محقق شود.



منبع:

1400/05/12
23:50:21
5.0 / 5
214
تگهای خبر: اقتصاد , خدمات , طرح , كیفیت
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۵ بعلاوه ۳
محفل