گواهی های انسانی، ۸
وزش شایعه
به گزارش محفل، شایعه امکان دارد درست از آب درآید و شاید خبر غلط باشد. تفاوت در وضعیت لحظه گردش آنها است؛ آیا ادعای کم پشتوانه از آستانه عبور کرده و خویش را خبر وانمود می کند؟
یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی:
در یکی از تعریف های دانشگاهی خوب، شایعه ادعایی درباره ی واقعیت است که بدون پشتوانه کافی میان مردم می گردد. این تعریف بد نیست، اما هنوز دقیق نیست. پیش از آن بدانیم که شایعه لزوماً دروغ نیست. بارها شده چیزی ابتدا به صورت شایعه چرخیده و بعد معلوم شده درست بوده است. اگر دروغ بودن را وارد تعریف نماییم، این موارد را بی خود بیرون گذاشته ایم. راست یا دروغ درآمدن ادعا، به تنهایی تعیین نمی کند که آن ادعا اول کار شایعه بوده یا نه.
تأیید نشده بودن هم نمی تواند خاصیت اصلی شایعه باشد. خبرهای تازه به طور معمول مدتی تأیید نشده می مانند. شاید گزارش اولیه ناقص باشد. حتی فرضیه های علمی هم اساساً اول طرح می شوند بعد بررسی. اما هیچ کدام شایعه نیستند. ظاهراً باید بجای خود ادعا، به راهی نگاه نماییم که ادعا از آن ایجاد می شود و به گردش می افتد.
آدم ها با ابهام کنار نمی آیند. وقتی اطلاعات کم و پراکنده است، مغزشان تکه ها را به هم وصل می کند و تصویری از ماجرا می سازد. این کار عادی است. در تصمیم های روزمره، روزنامه نگاری و حتی علم نیز از آن چه مستقیماً می دانیم جلوتر می رویم و نتیجه می گیریم. پس سر هم کردن اطلاعاتِ ناقص نیست که شایعه را تعریف می کند.
تفاوت از جایی پیدا می شود که موضوع مهم، فجیع یا فوری است و فشار ابهام بالا می رود. در این وضعیت، فشار و ترس است که موجب می شود نتیجه خیلی جلوتر از شواهد حرکت نماید. البته که هر نتیجه ای قدری از شواهد جلوتر می رود؛ وگرنه دیگر چه فایده ای داشت؟ مسئله اندازه این فاصله است. یک آستانه در کار است. وقتی ادعا با نتیجه گیری ای فراتر از آستانه ی مجاز، به عنوان واقعیت وارد گردش شود، شایعه است.
اثرِ احتمالی آستانه را تعریف می کند. لازم نیست کسی واقعا زیان ببیند. کافی است ادعا بتواند باور مردم را تغییر دهد، بر تصمیمشان اثر بگذارد، یا رفتارشان را عوض کند، بی آنکه شواهدی متناسب با این اثر همراهش باشد. شایعه، با این نگاه، محصول تلاش جمعی برای بیرون آمدن از ابهام است؛ اما تلاشی که در آن فاصله میان شواهد و ادعای ساخته شده از حدی گذشته و گردش ادعا در لباس واقعیت، ریسک اجتماعی جدی و خطرناک پدید آورده است.
این تعریف چند مرز را روشن می کند. دروغ با قصد فریب شناخته می شود؛ شایعه با چگونگی ساخته شدن و گردش ادعا. حدس تا وقتی به چشم حدس نگاهش نماییم، شایعه نیست. تحلیل ممکنست از داده های موجود فراتر برود، اما نشان میدهد کجا بر شاهد تکیه دارد و کجا استنتاج می کند. خبر اولیه نیز اگر نادانسته ها و میزان قطعیت خودرا آشکار کند، شایعه نیست. حتی خبر غلط هم الزاما شایعه نیست؛ گروهی از خبرهای غلط از فرایندی جز این، مثل خطاهای انسانی به وجود می آیند.
بنابراین معیار اصلی، این نیست که مدعا عاقبت راست از آب در بیاید یا دروغ. شایعه ممکنست درست از آب درآید و شاید خبر غلط باشد. تفاوت در وضعیت لحظه گردش آنها است؛ آیا ادعای کم پشتوانه از آستانه عبور کرده و خودرا خبر وانمود می کند؟ این تفاوت درست در لحظه ای ایجاد می شود که ادعا به عرصه عمومی پا می گذارد. شایعه حاصل گذر از همین آستانه است.
به طور خلاصه، البته که هر نتیجه ای قدری از شواهد جلوتر می رود؛ وگرنه دیگر چه فایده ای داشت؟ تحلیل ممکنست از داده های موجود فراتر برود، اما نشان میدهد کجا بر شاهد تکیه دارد و کجا استنتاج می کند.
این مطلب محفل را می پسندید؟
1
0
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب