سیر کتابخانه ملی ایران
به گزارش محفل، در هیاهوی اتوبان های تهران، کتابخانه ملی ایران بر فراز تپه های عباس آباد قرارگرفته است. نهادی که اگر سازماندهی نمی شد، امروز بخش بزرگی از شناسنامه مکتوب ایران در غبار پراکندگی گم شده بود.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی:
روی تپه های عباس آباد، پشت مجسمه فردوسی و در محوطه سرسبزی که مابین اتوبان ها محصور شده است، بنای گسترده کتابخانه ملی دیده می شود. برای شناختن راه طولانی که این نهاد از تولد در بنای ابتدای خیابان سی تیر تا امروز طی کرده و دانستن این که در این ساختمان چه می گذرد، با دکتر رضا شهرابی معاون کتابخانه ملی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران به گفتگو نشستیم، که بخش اول آنرا می خوانید:
* اگر کتابخانه ملی وجود نداشت، چه خلائی در کشور احساس می شد؟ اساساً وجود یک سازمان یا مرکز مانند کتابخانه ملی چه ضرورتی دارد و اگر چنین نهادی وجود نداشت، در زندگی امروز ما چه تفاوتی ایجاد می شد؟
همان طور که حتما می دانید، کتابخانه ملی، چه در ایران و چه در سایر کشورها، برمبنای وظایف مصرحی که معمولا به عنوان یک نهاد ملی به آن واگذار شده، یکی از بحث های اصلی آن این است که در حوزه گردآوری، سامان دهی و در دسترس قرار دادن آن چه به عنوان میراث مکتوب کشور منتشر می شود، تلاش کند. در کتابخانه ملی ایران نیز همینطور است و هر آن چه در قالب کتاب، نشریات، منابع غیرکتابی مهم مانند پایان نامه ها، اعلامیه ها و عکس ها و...، تا آنجا که بتوانیم، گردآوری می نماییم.
به همین دلیل، اگر کتابخانه ملی وجود نداشت، به عقیده من یکی از مهم ترین لطمه ها این بود که میراث مکتوب ما در عمل بصورت یکپارچه و متمرکز در یک محل گردآوری نمی شد. این، به نظرم، یکی از مهم ترین کارکردهای اصلی کتابخانه ملی است؛ این که مرکزی وجود دارد که همه آثار پخش شده به عنوان میراث مکتوب کشور را گردآوری می کند. ضمن این که تعدادی از آثار نفیس و یونیک که ممکنست تک نسخه باشند، با وجود نداشتن کتابخانه ملی از بین می رفتند و یا در میان مراکز مختلف پخش می شدند و این در حالیست که با وجود کتابخانه ملی از پراکنده شدن این منابع جلوگیری می شود.
در ادامه این مسیر، اگر کتابخانه ملی نبود، ما محلی برای محققان و کسانیکه می خواهند بصورت متمرکز از منابع استفاده کنند، در اختیار نداشتیم. ممکنست فردی در کتابخانه عمومی سطح شهر به دنبال برخی منابع برود، اما بطور قطع غنای منابعی که ما اینجا داریم، آنجا وجود ندارد و محققان در عمل نمی توانند خدمات مناسبی دریافت نمایند. ازاین رو نکته دوم این است که خدمات رسانی مطلوب به محققان نیز امکانپذیر نبود.
نکته سوم هم این است که در سالهای اخیر، با رشد و توسعه فناوری، بانکهای اطلاعاتی کتابشناسی ملی شکل گرفته اند. همان گونه که می دانید، بحث فیپا یا همان لیست نویسی قبل از انتشار، در همه دنیا رایج نیست، اما ما و بعضی از کشورها این کار را انجام می دهیم؛ همچون کتابخانه کنگره آمریکا، کتابخانه بریتانیا و برخی دیگر از کتابخانه ها، و البته کتابخانه ملی ایران.
به سبب قانونی که تصویب شده، هر ناشری موظف است قبل از انتشار کتاب، اطلاعات آنرا برای کتابخانه ملی ارسال نماید تا لیست نویسی قبل از انتشار ثبت گردد. به تبع، این اطلاعات در بانک کتابشناسی ملی ثبت و ضبط می شود و در نهایت به گردآوری یک بانک جامع از اطلاعات کتاب های پخش شده می انجامد. این بانک برای ناشران، نویسندگان و محققان خیلی مفید می باشد. حتی اگر نویسنده یا مترجمی بخواهد کار جدیدی را شروع کند، می تواند اطلاعات اولیه را از این بانک به دست آورد و متوجه شود که بطورمثال فرد دیگری شش ماه پیش این مورد را شروع کرده یا ترجمه آنرا انجام داده است. این مورد برای کسانیکه می خواهند کار جدیدی انجام دهند، خیلی مفید است. چنین کارکردی در عمل در کتابخانه های عمومی و حتی خیلی از کتابخانه های دانشگاهی وجود ندارد و این یک کارکرد ملی است.
بنابراین، تصور من این است که اگر کتابخانه های ملی وجود نداشتند، اولاً پراکندگی شدیدی در منابع و گردآوری آنها ایجاد می شد؛ ثانیاً در خدمت رسانی به محققان و کاربرانی که می خواهند بصورت متمرکز به منابع دسترسی داشته باشند، خلأ جدی به وجود می آمد؛ و ثالثاً سابقه و بانک اطلاعات کتابشناسی کتاب ها، که خصوصاً محصول دو دهه اخیر و ایجاد بانکهای اطلاعاتی است، وجود نداشت؛ در حالیکه این مورد واقعا کارکرد خیلی خوبی برای کاربران و کتابداران دارد.
* کتابخانه ملی ایران از چه تاریخی تأسیس شد و پیشینه ایجاد آن به چه دوره ای بازمی گردد؟
کتابخانه ملی به مفهوم نهادی که امروز می شناسیم، از تیرماه سال ۱۳۱۶ در ایران راه اندازی شد. البته در اواخر دوره قاجار، زمزمه های تشکیل کتابخانه ملی، به عنوان کتابخانه ای که واقعا برای همه ملت ایران قابل استفاده باشد، شکل گرفته بود. تا قبل از آن، در دوره قاجار، ما کتابخانه ها و مجموعه هایی در قالب کتابخانه های سلطنتی داشتیم. اتفاقاً قسمتی از مجموعه های فعلی ما نیز همان مجموعه هایی است که در کتابخانه های سلطنتی نگهداری می شد.
این موضوع از اواخر دوره قاجار و خصوصاً بعد از مشروطه، با عنایت به رویکرد اشخاصی که خارج از ایران تحصیل کرده بودند، بتدریج جدی تر شد و زمینه برای ایجاد یک کتابخانه ملی فراهم آمد. مقدمات این کار در دوره پهلوی اول در عمل شروع شد و در سال ۱۳۱۶، کتابخانه ملی ایران در ساختمان قدیمی خیابان ۳۰ تیر راه اندازی شد و از آن زمان بصورت رسمی فعالیت خویش را شروع کرد.
* آیا آماری از تعداد کتاب ها و منابع اولیه کتابخانه ملی در زمان تأسیس در دست است؟
واقعیت این است که اولین مجموعه های گردآوری شده در کتابخانه ملی به کتابخانه معارف متعلق می باشد. این کتابخانه که در ابتدا در داخل مدرسه دارالفنون شکل گرفته بود و بتدریج از آن مجموعه جدا می شود و یک کتابخانه مستقل می شود، محل رفت و آمد تحصیل کردگان آن دوره بوده است که در حدود پنج هزار نسخه کتاب داشته است. ضمن این که مجموعه ای از نسخه های خطی که متعلق به مجموعه کتابخانه سلطنتی بوده است؛ نیز به کتابخانه ملی منتقل می شود.
* غیر از کتابخانه های سلطنتی، آیا در تاریخ ایران کتابخانه های مهم و شناخته شده دیگری هم داشته ایم؟
طبق اسناد و مدارک، قدیمی ترین کتابخانه ها در تاریخ ایران به دوره هخامنشیان برمیگردند. کتابخانه تخت جمشید که حاوی الواح گلی بوده است و هم به صورتی بایگانی فرامین و دستورات حکومت بوده است هم بعضی از کتابهای آن دوره در این قالب نگهداری می شده اند. این کتابخانه به صورتی کتابخانه سلطنتی بوده است و قابل استفاده درباریان.
اگر بخواهم کلی عرض کنم، سابقه تشکیل کتابخانه در ایران دست کم به دوره هخامنشیان بازمی گردد. از آن دوره، کتابخانه ها به صورتی که یک مرکز برای گردآوری کتاب و در اختیار قرار دادن آن به افراد باشد، شکل گرفته اند. بطورمثال کتابخانه های موجود در جندی شاپور در دوره ساسانیان و سپس ادوار بعد از اسلام، مثل کتابخانه صاحب بن عباد در شهر ری در قرن چهارم هجری و دوره آل بویه که البته بیشتر کتابخانه حکومتی بوده است یا کتابخانه ربع رشیدی در شهر تبریز در قرن هشتم هجری که محل عبور دانشمندان و محققان و طلاب علوم آن دوره بوده است. و پس از آن در دوره های صفویه به بعد که تشکیل کتابخانه ها در مدارس، رونق می گیرد و در اختیار دانشمندان و طلاب آن مدارس این منابع بوده اند.
* در جهان، پیشینه کتابخانه های ملی به چه دوره ای بازمی گردد؟
اگر منظور کتابخانه های ملی بشکل امروزی باشد، میتوان گفت قدیمی ترین آنها بطورمثال در فرانسه شکل گرفته و به قرن چهاردهم میلادی یعنی هفت قرن پیش بازمی گردد. البته این کتابخانه هم در ابتدا بیشتر همان مجموعه های سلطنتی بوده که در اختیار حکام و سیاست مداران بوده است.
اما در رابطه با کتابخانه های ملی بشکل فعلی، ما در ایران حدود ۹۰ یا ۱۰۰ سال است که کتابخانه ملی داریم، در حالیکه در کشورهایی مانند فرانسه، این سابقه به حدود قرن چهاردهم میلادی می رسد. در ابتدا نیز این ها بیشتر همان کتابخانه های سلطنتی بودند؛ مجموعه هایی که برای حفظ و نگهداری کتاب های متعلق به دربار و کاخ پادشاهی طراحی شده بودند و فقط افراد خاص به آنها دسترسی داشتند. بعدها این نهادها به کتابخانه ملی تبدیل شدند.
برای مثال، کتابخانه ملی اتریش به قرن شانزدهم بازمی گردد و کتابخانه کنگره آمریکا نیز در سال ۱۸۰۰ تأسیس شده است. یعنی ۲۲۵ سال پیش. بنابراین، در بین قدیمی ترین کتابخانه های ملی جهان، معمولا نام کشورهایی مانند فرانسه، اتریش، اسپانیا و برخی دیگر از کشورهای اروپائی مطرح می شود.
* نسبت کتابخانه های ملی با کتابخانه های دانشگاهی، چه از نظر تاریخی و چه از نظر غنای منابع، چه طور است؟ آیا کتابخانه ملی در همه جهان برتری دارد؟
همان طور که اشاره کردم، برخی کتابخانه های دانشگاهی، مانند آن چه در مراکز علمی قدیم وجود داشته، از نظر قدمت خیلی کهن اند؛ اما معمولا در یک مجموعه خاص و برای حوزه های خاصی از علوم شکل گرفته بودند و منابع همان حوزه ها را گردآوری می کردند.
در مقابل، کتابخانه های ملی از نظر تاریخی معمولا متأخرتر هستند، اما از حیث تنوع موضوعی، گستردگی بیشتری دارند. کتابخانه های دانشگاهی معمولا موضوعی تر و محدودترند؛ بطورمثال اگر مجموعه ای دانشگاهی در عرصه علوم پزشکی بوده، بیشتر منابعش نیز در همان حوزه متمرکز بوده است. اما کتابخانه های ملی، یا قبل از آن کتابخانه های سلطنتی که بعدها به کتابخانه ملی تبدیل شدند، معمولا این تنوع و گستردگی موضوعی را داشته اند. بنابراین، کتابخانه های دانشگاهی ممکنست از نظر قدمت قدیمی تر باشند، اما کتابخانه های ملی از نظر تنوع منابع، گسترده ترند.
* وظایف کتابخانه ها، از کتابخانه های سلطنتی قدیم تا کتابخانه های ملی امروز، در طول تاریخ چه تغییراتی کرده است؟
همان طور که اشاره شد، در آغاز، وظیفه مجموعه ها و کتابخانه های سلطنتی بیشتر نگهداری نسخه های خطی و نفیس و اسناد و مکاتبات دولتی بود که در اختیار خودشان قرار داشت. پس از مدتی، بطورمثال در قرن نوزدهم میلادی به بعد دامنه فعالیت آنها گسترده تر شد و حفظ میراث ملی را نیز در دستور کار خود قرار دادند؛ یعنی فراتر از مجموعه های سلطنتی و محدود به حوزه خاص خودشان عمل کردند و منابعی را که در سطح کشور و در موضوعات مختلف تولید می شد، گردآوری و نگهداری کردند.
در مرحله بعد، خصوصاً در قرن بیستم، با ورود کتاب های چاپی، این نهادها تلاش کردند همه کتاب های پخش شده را علاوه بر نگهداری، اطلاع رسانی و در اختیار عموم قرار دهند؛ نه فقط افراد خاص، بلکه هر کسی که متقاضی استفاده از این منابع بو و به صورتی به همه محققان خدمت بدهند.
گام بعدی، همزمان با ورود تکنولوژی های جدید و تکنولوژی اطلاعات، شکل گرفت. در این مرحله، علاوه بر ارایه حضوری منابع، نسبت به دیجیتال سازی منابع، تهیه بانکهای اطلاعاتی و پایگاه های متعدد و ارایه خدمات تحت وب اقدام شده است.
گام بعدی که اکنون در آغاز آن هستیم، استفاده از هوش مصنوعی است؛ به شکلی که خیلی از این منابع به دانش قابل استفاده تبدیل شوند و افراد بتوانند با کمک هوش مصنوعی، بدون این که فقط به مطالعه یک منبع خاص محدود شوند، از تجمیع مطالب موجود در منابع متعدد، به دانش مورد نیاز خود دست یابند. کما این که اکنون خیلی از منابع به عنوان دانش اولیه سیستم های هوش مصنوعی درحال استفاده هستند.
* با توجه به محدودیت های فعلی هوش مصنوعی در زبان و ادبیات فارسی، این مسیر را چقدر نزدیک می دانید؟
ببینید، در عرصه هایی مانند ادبیات فارسی یا منابع فارسی بصورت تخصصی، چون اطلاعاتی که در پس زمینه این سیستم ها قرار دارد کم است، طبیعی است که پاسخ هایی که ارایه می کنند کامل و دقیق نباشد.
به نظر من، مشکل اصلی خودِ معماری سیستم های هوش مصنوعی نیست؛ بلکه کمبود داده های با کیفیت، ساختاریافته و دارای مجوز برای زبان فارسی است. مدلهای زبانی قابل استفاده در AI زمانی بهترین عملکرد را دارند که به حجم زیادی از داده های استاندارد و غنی دسترسی داشته باشند.
اما در زبان فارسی هنوز با چالش هایی مانند، محدود بودن پیکره های متنی استاندارد، کمبود داده های برچسب گذاری شده، دیجیتالی نشدن بخش بزرگی از نسخه های خطی و منابع تاریخی، و نبود گراف های دانش جامع برای میراث مکتوب فارسی مواجه هستیم. البته این موضوعات بمرور زمان حل خواهند شد اما با برنامه ریزی های مدون امکان سرعت بخشیدن به این وجود دارد.
اتفاقاً یکی از کارکردهایی که کتابخانه ملی حال دنبال می کند، این موضوع است. کتابخانه ملی، به عنوان نهادی که محتوای خیلی جامع و غنی از متون فارسی در اختیار دارد می تواند به عنوان اپراتور داده های ملی فعالیت کند. در همین جهت طی برنامه ریزی انجام شده با وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، این مورد مقرر است اجرایی شود. از یک طرف، کتابخانه ملی منابع دانشی و محتوایی را در اختیار دارد و با کمک معیارهای روز در جهت تولید فراداده ها حکمرانی داده ها اقدام میکند و از سوی دیگر، سازمان فناوری اطلاعات در امتداد وظایف خود، طراحی سیستم های هوش مصنوعی و توسعه مدلهای زبان فارسی و ایجاد زیرساخت های پردازشی و تامین زیرساخت موردنیاز ملی را دنبال می کند.
* به نظر شما چقدر زمان لازم است تا این هوش مصنوعی با بهره گیری از داده های کتابخانه ملی، به سطح قابل قبول جهت استفاده کاربران برسد؟
همان طور که عرض کردم، طراحی زیرساخت فنی بر عهده ما نیست و واقعیت این است که نه نیروی انسانی آنرا داریم و نه از نظر مالی، این کار در عرصه توان ماست. قرار ما این است که زیرساخت محتوایی را ارایه دهیم و زیرساخت فنی را سازمان فناوری اطلاعات فراهم آورد.
برآورد دوستان این است که پروژه بصورت فازبندی شده پیش می رود و طبیعتاً یک روزه به نتیجه نمی رسد. اما برمبنای برنامه ریزی صورت گرفته، مقرر است بعد از یک مرحله حدود یک و نیم ساله، فاز نخست آنکه بیشتر در جهت آماده سازی داده ها و استاندارد سازی آنها و به موازات آنها توسعه مدلهای زبانی است و تهیه مدل اولیه است، آماده و پیاده سازی می شود. بعد از آن نیز در یک بازه زمانی ۲ ساله و بتدریج، سیستم های به مرحله بلوغ رسیده و قابلیت های خوبی پیدا خواهدنمود.
البته به عقیده من چالش اصلی در این عرصه، ابعاد فناوری آن نیست. بیشتر تبیین ساختار داده های استاندارد و توسعه مدلهای زبانی و برچسب گذاری های مناسب برای واژه ها هستند. در کنار مسائل بودجه ای و نیروی متخصص که با مفاهیم نوین آشنا باشند و بتوانند در کتابخانه ملی این مسائل را در وهله اول به خوبی درک کرده و سپس اقدام نمایند.
منبع: mahfel110.ir
این مطلب محفل را می پسندید؟
1
0
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب